تبليغاتX
بخونيد و شاخ دراريد

بخونيد و شاخ دراريد

سلام!
ديروز در وبگردي هايم، به يک عکس استثنائي و بي نظير برخوردم که مطمئنم ديدنش براي خيلي از شما دوستان تازگي داشته و جذاب خواهد بود.
تا حالا بارها تصوير کعبه (خانه خدا) را ديده ايد و شايد اصلا از نزديک هم کعبه را مشاهده کرده ايد. اما خيلي از ماها تصويري از داخل کعبه را نديده ايم و اصلا بهتره بگم شايد شما هم مثل خودم هيچ تصوري از داخل کعبه در ذهن خود نداشته باشيد.
و اما ديروز تصويري از داخل خانه خدا (کعبه) را پيدا کردم که در زير قرار داده ام. توجه بفرمائيد:

داخل خانه کعبه

+ نوشته شده در  ساعت 6 بعد از ظهر  توسط X7  | 

یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.این مرکز پنج طبقه داشت و هرچه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد؛اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند،باید حتما آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط یک بار میتواند از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه بر روی در نوشته بود:این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.دختری که تابلو را خوانده بود گفت:خب،بهتر از کار نداشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه اند ؟
پس رفتند.
در طبقه دوم نوشته بود:این مردان شغلی با حقوق زیاد ،بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند.دختر گفت:هووووم!طبقه بالاتر چه جوریه...؟
طبقه سوم:این مردان شغلی با حقوق زیاد ،بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند و در کارِ خانه هم کمک می کنند.دختر:وای ...،چقدر وسوسه انگیز،ولی بریم بالاتر؛و دوباره رفتند.
طبقه چهارم:این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند.دارای چهره ای زیبا هستند،همچنین در کارِ خانه کمک می کنند و هدف های عالی در زندگی دارند.آن دو واقعا به وجد آمده بودند.دختر:وای چقدر خوب.پس چه چیزی ممکنه طبقه آخر باشه!

....
پس به طبقه پنجم رفتند،آنجا نوشته بود:این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند.از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی برای شما آرزومندیم

+ نوشته شده در  ساعت 1 بعد از ظهر  توسط X7  |