تبليغاتX
بخونيد و شاخ دراريد

بخونيد و شاخ دراريد

1) سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد:
اين ترتيب به نظر كارمند سخت كوشي ميرسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور عموم از كساني كه "روزنامه" زير بغل دارند اين است كه زير كار در ميروند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش ميكنند.


2) براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپيوتر استفاده كنيد. استفاده از از كامپيوتر درنگاه خيلي از كساني كه چشم شان به شما مي افتد مترادف "كار" است در حالي كه شما ميتوانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل هاي شخصي و دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنيد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره اي كار انجام داده باشید حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد( كه حتما گير مي افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.


3) ميز كارتان را به هم بريزيد !:
اطراف خودتان را حسابي با اسناد و جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.


4) از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي المقدرود به تماس ها پاسخ ندهيد:

افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آن ها تماس ميگيرند تا شما براي آنها كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!


5) ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد !:
ظاهر پريشان شما رييس تان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است


6) كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد !:
هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس تان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمي هاي اين چنيني كه هميشه قصدانجامشان را داشتيد ولي فرصت نكرده ايد استفاده كنيد.


7) آه بكشيد:
زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد. 


8) از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنيد:
اگر چنين واژه هايي بلد نيستيد معادل انگليسي كلمات مرتبط با حوزه كاريتان را پيدا كنيد و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جاي كلمات فارسي از آن ها در جملاتتان استفاده كنيد. مهم نيست كه او متوجه آن چه مي گوييد مي شود يا خير، مهم اين است كه شما تاثيرگذار به نظر ميرسيد.

+ نوشته شده در  ساعت 1 بعد از ظهر  توسط X7  | 

نسخه 1: شرکت مجبور شده اين نسخه را ارائه دهد، چون برنامه‌نويس‌ها از ادامه کار خسته شده و بازارياب‌ها هم زير فشار مشتري‌ها داشتند سکته مي‌زدند.

نسخه 1. 1: ايرادهاي اساسي نسخه قبل که مانع از اجراي برنامه مي‌شد، مرتفع گشته‌اند.

نسخه 2. 1: در اثر رفع اشکالات و ايرادهايي که در نسخه 101 صورت گرفته بود، ايرادهاي جديدي به نرم افزار اضافه شده بود که در اين نسخه همگي شناسايي و رفع شده‌اند.

نسخه 2: بالاخره شرکت توليد کننده نرم افزار، موفق شد محصولي را که از اول برنامه ريزي کرده بود، توليد کند و به بازار ارائه دهد. البته اين محصول با خواسته‌ها و نيازهاي اوليه مشتري هنوز فاصله دارد.

نسخه 1. 2: از آنجائيکه نسخه 2 نسبت به نسخه قبلي تغييرات زيادي داشته، عيوب زيادي هم به برنامه اضافه شده بود که در اين نسخه همگي رفع شدند. در ضمن با توجه به تجارب قبلي، برنامه کاملاً تست شده و هر گونه ايراد کشف شده رفع شده است.

نسخه 2. 2: شرکت سازنده يکي دو تا از خطاها را که در نسخه پيشين از قلم انداخته بود را رفع کرد. اين يکي دو خطا عملکرد کل نرم افزار را مختل مي‌کرد!

نسخه 3. 2: يکي از عيوبي که از نسخه يک در نرم افزار وجود داشته کشف و رفع شد. اين عيب بطرز مرموزي تاکنون خود را پنهان ساخته بود!

نسخه 3: بالاخره محصولي که مشتري از اول انتظارش را داشت توليد و وارد بازار شد.

نسخه 1. 3: باز هم بخاطر تغييرات عمده در نرم افزار، ايرادهايي بوجود آمده بودند که همگي رفع شدند.

نسخه 4: امکانات جديدي به برنامه اضافه شده ولي بدليل سنگين‌تر و کندتر شدن اجراي نرم افزار، مشتري‌ها بايد هم مقدار حافظه رم خود را زيادتر کنند و هم cpu را ارتقاء دهند.

منبع: کتاب شوخي‌هاي کامپيوتري
+ نوشته شده در  ساعت 2 بعد از ظهر  توسط X7  | 

این مطلب در مورد ۲۰ قسمت از بدن است که بر اساس نظریه داروین باقی مانده ای از اعضای اجداد انشان ها است که به صورت نشانه هایی در بدن مانده است! چند مورد از این ۲۰ تا: ***تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی برمیخورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد. *** رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است ***دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها 13 جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها 12 جفت. اما 8 درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمیرسد عملکردی را در آنها ایفا کند *** نوک پستان در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود میآیند. مردان دارای بافت پستانی هستند اما عملا استفادهای از آنها نمیکنند.

پس فهرست كامل اين 20 مورد رو از ادامه مطلب حتما ببينيد كه خيلي جالبه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11 قبل از ظهر  توسط X7  | 

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند..پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:\"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. \"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم \".مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ... در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!
+ نوشته شده در  ساعت 10 قبل از ظهر  توسط X7  | 

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند كه...

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: "بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد
. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما
سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما
وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون
حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند
مرد جوان گفت: "در واقع
آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460-
F ) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد
تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره
اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟ "
استاد زیاد مطمئن
نبود. پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: " شیطان وجود ندارد
آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و مثل تاریکی که در نبود نور می آید .

نام آن مرد جوان آلبرت انیشتن بود!!!
+ نوشته شده در  ساعت 10 قبل از ظهر  توسط X7  | 

راننده کاميوني وارد رستوران شد.

دقايقي پس از اين که او شروع به غذا خوردن کرد سه جوان موتورسيکلت سوار هم به رستوران آمدند و يک راست به سراغ ميز راننده کاميون رفتند و بعد از چند دقيقه پچ پچ کردن، اولي سيگارش را در استکان چاي راننده خاموش کرد.

راننده به او چيزي نگفت . دومي شيشه نوشابه را روي سر راننده خالي کرد و باز هم راننده سکوت کرد و بعد هم وقتي راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند نفر سوم به او پشت پا زد و راننده محکم به زمين خورد ولي باز هم ساکت ماند.

دقايقي بعد از خروج راننده از رستوران يکي از جوانها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بي خاصيتي بود، نه غذا خوردن بلد بود و نه حرف زدن و نه دعوا!
رستورانچي جواب داد : از همه بدتر رانندگي بلد نبود چون وقتي داشت مي رفت دنده عقب 3 موتور نازنين را خرد کرد و رفت.

 

 

 

                       و يك عبارت جالب:

کاش آدمهای دور و بر می دانستند گاهی انسان می فهمد اما وانمود می کند که نمی داند يا نمی بيند و يا از ماجرا خيلی دور است! و

«تغافل نيمی از خرد است»

+ نوشته شده در  ساعت 10 قبل از ظهر  توسط X7  | 


خداوند به حضرت موسي :


اي پسر عمران! هرگاه بنده‌اي مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش مي‌سپرم كه گويي بنده‌اي جز او ندارم اما شگفتا كه بنده‌ام همه را چنان مي‌خواند كه گويي همه خداي اويند جز من!

+ نوشته شده در  ساعت 9 قبل از ظهر  توسط X7  | 

ايكس 7 : سلام دوستاي خوب خواننده! امروز بعد از مدت تقريبا 1 ماهي كه نبودم وقتي وارد قسمت مديريت وبلاگ شدم ديدم 3 نظر جديد دارم كه البته دو تاش مال يه نفر به اسم "سارا خانوم" بود كه همونا برام خيلي جالب بود و خوشحالم كرد!! حالا اينجا مينويسمشون كه شما هم بخونيد :

سارا خانوم {در مورد سوالات كنكور زبان} : برو بابا حالا می خوای بگی خیلی درس خونی.حال داری اینها رو نوشتی وحشی.

ايكس 7 : خب اينم يه جورشه البته من هميشه منتظر چنين نظراتي بودم كه بدونم خواننده‌هاي بلاگ از چه نوع مطالبي خوششون مياد يا نمياد كه بدونم چه جور مطالبي بيشتر بذارم. حالا نظر بعدي اين دوست خوبمون رو بخونيم :

سارا خانوم {در مورد تلافي كردن} : از وبلاگت مشخصه که یکی دوستت داره.

خیلی ازت بدم میاد با اون دماغت بیشعور احمق .

وبلاگتم خیلی چرته.

برو گمشو.....

ايكس 7 : خيلي دوست داشتم بدونم كه چطور ميشه از روي وبلاگ فهميد كه كسي رو دوست دارن يا نه ولي متاسفانه "سارا خانوم" نه آدرس اي-ميلشون رو گذاشتن نه وبسايتشون رو براي همين مجبور شدم نظراتشون رو اينطوري بنويسم. در ضمن نميدونم اين دوست خوبمون چطور بدون اينكه من رو ببينه از من بدش مياد و در مورد دماغم هم نظر داده!!!

اميدوارم كه "سارا خانوم" عزيز دوباره به اين وبلاگ "خيلي چرت" يه سري بزنه و من بتونم جواب اين همه سوال توي ذهنم رو از اين دوست عزيز بگيرم. خواهشا اگر كسي ميشناسه بهشون خبر بده كه اين كار رو انجام بده!

سپاسگزار شما
ايكس 7
+ نوشته شده در  ساعت 7 بعد از ظهر  توسط X7  | 

How do you know that you are in the year 2008?

چه جوری میفهمی که الان  در سال 2008  هستی؟؟

خيلي باحاله حتما بخونيد!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6 بعد از ظهر  توسط X7  |