×××چون حجمشون زیاده از ادامه مطلب ببینید×××
البته حواستون جمع باشه که همسرتون یا مادرتون یا خواهرتون و یا بطور کلی خانومی پهلوتون نباشه که بخوندشون و شاخ دراره!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط X7
|
گروه بينالملل: يك پزشك مصري موفق شد با الهام از آيات سوره يوسف (ع) داروي درمان آب مرواريد را بسازد
به
گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) به نقل از روزنامه يمنتايمز، اين
دارو كه «داروي قرآن» نام دارد، توسط دكتر عبدالباسط محمد و با استفاده از
تركيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است.
دكتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آيات قرآن بري ساخت اين
دارو ميگويد: «يك روز صبح در حال خواندن سوره يوسف(ع) بودم كه آيات 84 تا
93 اين سوره نظر مرا جلب كرد. حضرت يوسف (ع) كه كنون عزيز مصر است، در آيه
93 خطاب به برادران خود ميگويد: «حال اين پيراهن مرا ببريد و بر روي صورت
پدرم بياندازيد تا بينا شود».
حضرت يعقوب(ع) در فراق فرزند خود يوسف (ع) بسيار گريه ميكند و بر اثر
اين گريهها چشمهايش سفيد شده و بينايي خود را از دست ميدهد. اما با
انداختن پيراهن يوسف (ع) بر روي چشمان پدر، بينايي حضرت يعقوب (ع)
بازميگردد.
اين محقق مصري ميافزايد: «من با خود فكر كردم كه چه چيز در پيراهن يوسف
(ع) ميتوانست اثر شفابخش بر چشمان يعقوب(ع) گذارد و سرانجام به اين نتيجه
رسيدم كه چيزي جز عرق بدن يوسف (ع) نميتواند عامل بينايي چشمان پدر
باشد.»
وي در ادامه اظهاركرد: «با مطالعه بر روي تركيبات عرق انسان و آزمايش آن
بر روي خرگوشها به نتايج مثبتي دست يافتم. پس از آزمايش داروي خود بر روي
250 بيمار مبتلا به آب مرواريد و احراز 99 درصدي اثربخشي اين دارو، برايم
مسجل شد كه اين معجزهي از سوي قرآن بود.»
يادآوري ميشود، قرار است يك شركت داروسازي سوئيسي «داروي قرآن» را كه
بدون عوارض جانبي است و 99 درصد موثر بوده و به تاييد موسسات تحقيقاتي
اروپا و آمريكا رسيده است، به توليد انبوه برساند
+ نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط X7
|
مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را
ملاقات كند...
سربازان مانع ورودش مي شوند !
خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا
چيست؟
پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد : چه شده است چنين ناله
و فرياد مي كني؟
مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط
ندارم !
خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا
بودي؟!
مرد مي گويد من خوابيده بودم!!!
خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟
مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و
سرمشق آزادي خواهان مي شود ...
مرد مي گويد : من خوابيده بودم ، چون فكر مي كردم تو بيداري...!
خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران
كنند و در آخر مي گويد : اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم...
روحش شاد
+ نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر  توسط X7
|